ابن النديم البغدادي ( مترجم : م . رضا تجدد )
121
الفهرست ( فارسى )
و شاهدهاى شعريش ، هزار و دويست بيت است . نصران استاد ابن سكيت گويند يعقوب بن سكيت از او آموخت ، و او سمت استادى وى را داشت . و نصران گفته است كه شعر كميت را بر ابو حفص عمرو بن بكير قرائت كرده ، و ابن سكيت كتابهايش را در حفظ داشت ، و طوسى آنها را شنيده بود . اخبار نزرح « 1 » عروضى نزرح « 2 » براى آنكه محفوظاتى داشت و راويه بود ، بسيار دروغ مىگفت ، و چه بسا كه چيزى را از كسى و بعد همان را از ديگرى نقل مىكرد . و يونس نحوى مىگفت : اگر نزرح « 3 » راوىتر از هركسى نباشد ، دروغگوتر از همه مىباشد . نزرح از خاصان فضل بن يحيى بود . به خط ابو الطيب اخى الشافعى در اخبار علماء كوفه خواندم كه نزرح از كوفيان است . و از كتابهاى اوست : كتاب العروض ( بزرگ و كوچك ) . كتاب بناء الكلام - آن را بر پوست نوشته ديدم . كتاب النقض على الخليل و تغليطه فى كتاب العروض . كتاب معانى العروض على حروف المعجم . كتاب الاوسط فى العروض . كتاب تفسير الغريب . اخبار سكيت و فرزندش يعقوب به نوشته ابن كوفى كسائى كه درگذشت ، اصحاب فراء جمع شده و از وى خواستند كه جلساتى برايشان داشته باشد ، و گفتند تو داناتر از همهء ما مىباشى ، فراء نپذيرفت ، پس از التماس زياد قبول كرده ، و لازم دانست بسلسلهء نسب هريك از آنها آگاه شود تا بفراخور حال هريك ترتيب نشستن او را بدهد . از سكيت كه نسبش را پرسيد . جواب داد : خدايت تو را بنكوئى نگاه دارد ، من خوزى از دهات دورق « 4 » از شهرستان اهواز هستم . فراء چهل روز در خانه نشست . و خود را باصحابش نشان نداد . سبب را كه از وى پرسيدند گفت : سبحان اللّه من ( از ديدن ) سكيت شرمنده مىشوم ، زيرا نسبش را كه پرسيدم او راستى را گفت . با اينكه خالى از زشتى نبود ، و خودش از علماء بود . ابو العباس ثعلب هميشه مىگفت : يعقوب بن سكيت در انواع علوم دست داشت ، و پدرش از نيكان ، و خود او از اصحاب كسائى بود و نحو را به خوبى مىدانست . و مىگفت من در نحو
--> ( 1 - 2 ) ف ( برزح ) . ( 3 ) ف ( برزخ ) . ( 4 ) دورق - قصبهايست در خوزستان ( قاموس الاعلام تركى ) .